اینقدر خوب میشناسمت که
به همه خوبهای دنیا شک دارم
* * * *
پشت میزت محکم بشین
مساحت قلمروات را متکبرانه ، قدم بزن !
دست راستتو بذار تو جیبت ، سرتو بده بالا
که کسی یادش نره حاکم شدی
هرکاری میخوای بکن ...
فقط روزهای گذشتتو ورق نزن
حافظت هیچ تصویری از گذشته نمیشناسه !
* * * *
کسی بهت گفته ژست قدرت پیرت کرده ؟
چشمهاتو ببند
نقابو از صورتت کنار بزن
کمی ، تنها کمی ،
شبیه روزهای خوبت نفس بکش .
.
.
.
راستی ديگه نه من ، نه تو ، ارباب ...
نوشته شده توسط نارنج در دوشنبه بیستم خرداد 1387 ساعت 17:0 موضوع | لینک ثابت
قطره قطره گریه ،
گلویم ،
لحظه به لحظه تنگتر میشود
دستم ،
اینروزها مدام
به پیشانی خیس از عرق ...
سر پر سودا را به کجا گرم کنم که
محکم تر از خیالات خامش باشد ؟
* * * *
زنجیرش میکنم !
تا راحتتر نفس بکشم
توهم تا دیرنشده برو
میوه ممنوعه !
نوشته شده توسط نارنج در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 19:0 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

راه را به من نشان بده /
هیچکدام ازین نقشه ها مرا به تو نرسانده تا هنوز ...
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY